|
شاید تو زندگیت کسی باشه که بهت گفته :میخوام همسفر جاده عشقم تو باشی ،خوش به حالت که اون شد تموم عشقت و خوش به حالت که اون فقط به تو فکر میکنه و خواهد کرد...
شاید زندگیه ما انسانها با ورود عشق رنگی بگیره و بتونیم به قوله قدیمیا بهش رنگه تازه ای بدیم اما عشقه من رنگ تازه ای که نداد هیچ منو به کامه مرگم کشوند و...
ایتها رو نگفتم که دلت واسم به ترحم بیاد یا اینکه واسه به دست آوردن عشقم دست به خود کشی زدم اینها رو گفتم که واسه من ،منی که از همه مزه تلخه خیانتو چشیدم بگم که عشقه من عشق نبود و قدر عشقتونو بدونید
شاید بگین تو هنوز عاشقی؟هنوز واسه اینکه به خاطرش به کامه مرگ رفتی هنوز میخوای عشقتو ثابت کنی ؟شاید بگی شاید شاید بگی میخوام جلبه توجه کنم شاید بگی برو بابا تو هم دیوونه هستی وشاید یه حرفه بد اما بگو اگه تو نگی کی بگه ؟ من که حرفه دلمو به شما میگم شما دوستهای اینترنتی یا وبلاگی من عاشقم تمام فقط خدا نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 21:52 | لینک ثابت |
دلو زدم به دریا ...
دیگه طاقت نداشتم... آخه بریدم تو این زندگیه وا نفسها دنیایی که حتی پدرت حتی مادرت حتی عشق حتی... خیانت کنن آه ای کاش ۱دقیقه زودتر کارمو انجام میدادم تا دوباره تو این دنیا... گفتم جهنمه اون دنیا به بهشته این دنیا شرف داره بهشتی که همه می خوان بدونن حرفه دلت چیه بعد بیان و بخوان بهت دلداری بدن اما... بهشتی که خیانت خوردن از وعده غذایت بیشتر باشه... بهشتی که تو اون آرزویه مرگ بهترین ... نمیخوام
نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 12:16 | لینک ثابت |
زندگی عمریست که اجل در پی آن می تازد هرکس غم بیهوده خورد می بازد شبها
دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم در وسعت چشمان تو محدود شدم آن روز که در آتش عشق افتادم سرسبزتر از آتش نمرود شدم نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 19:31 | لینک ثابت |
شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ی از روز جدایی میخونیم میگم ای دل گله آلوده به درد اگه روزی بکشم ناله سرد آه و نالم میگیره دومنشو آتیشه عشق میسوزونه تنشو شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم واسه هم قصه ی از روز جدایی میخونیم تو مصیبت کشی ای دل میدونم میونه آتیشی ای دل میدونم داری پرپر میزنی جون میکنی اینو از اشکهای چشمام میخونم شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم واسه هم قصه ی از روز جدایی میخونیم دیگه دل طفلکی دیوونه شده مثله من دربه در از خونه شده نداره هیچ کسو این دلمیدونم دیوونه همدم دیوونه شده
شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم واسه هم قصه ی از روز جدایی میخونیم شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم واسه هم قصه ی از روز جدایی میخونیم
نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 19:21 | لینک ثابت |
دنبال كسي بودم كه به حرفهام گوش كنه و سكوت پيداش كردم و حرفهام يادم رفت الآن دنبال يه جا مي گردم كه تنهايي جيغ بكشم
هر چه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی /که بداند غم دلتنگی و تنهائی ما ...!نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 12:14 | لینک ثابت |
تمام نا تمام من با تو تمام میشود
شاعر بی نام و نشان صاحب نام میشود تمام من به نام تو شعر دوباره میشود بنده سکوت کهنه ام چهار پاره میشود تمام نه تمام نه که جامعه نا تمام لب ریختن تمام نه تمام نه که نا تمامی از تو آویختم نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 11:42 | لینک ثابت |
رازقی پر پر شد باغ در چله نشست تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستیمو تماشا کردیم
دلم میخواد گریه کنم برای قتل عامه گل برای مرگرازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی
وقتی قلبها و گلها شکسته و پر پر شدن وقتی که با غچه های عشق سوختن و خاکستر شدن منو تو از گل کاغذی باغچه داشتیم تویه خاک با خشتهای مقوایی خونه میساختیم روی آب وقتی ما که تو جشنه شب ستاره بارون میشدیم وقی که پشته سنگر سایه ها پنهون میشدیم از نوکه باله کفترها خونه پریدن میچکید صدای بیداری عشق رو خوابه شب خط میکشید دلم می خواد گریه کنم نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 15:47 | لینک ثابت |
زندگی یه بازیه کی از عمرش راضیه؟
ابر گریون دلم چشمه ی خون دلم نمیتونم دلمو راضی کنم این دل دیوونه رو راضی به این بازی بکنم توگلوم بغض غمه هوای خوندن ندارم سر من بی سایه موند نگه هم مونده به راه تو دلم یه گوله دردنه بهاری نه گلی پائیز پائیز زرد غریبه این دیارم یه آشنا ندارم غم تو دلم نشسته بالو پرم شکسته غریبه این دیارم یه آشنا ندارم سرم بی سایه بون دلم یه پارچه خونه
نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 14:54 | لینک ثابت |
رفتم ،مراببخش و مگو وفا نداشت راهي جز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پر از درد بي اميد در وادي گناه و جنونم كشانده بود رفتم كه داغ بوسه پر حسرت تورا با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود رفتم كه با ناگفته به خود آبرو دهم رفتم مگو،مگو كه چرا رفت ،ننگ بود عشق من و نياز تو و سوز ساز ما از پردهي خموشي و ظلمت ،چون نور صبح بيرون فتاده بود به يكباره راز ما رفتم كه گم شوم چو قطره اشك گرم در لابلاي دامن شبرنگ زندگي رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان فارغ شوم زكشمكش و جنگ و زندگي من از دوچشم رو شن و گريان گريختم از خنده هاي وحشي طوفان گريختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وجدان گريختم اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز ديگر سراغ شعله آتش زمن مگير مي خواستم كه شعله شوم ،سركشي كنم مرغي شدم به كنج قفس ،بسته و اسير روحي مشوشم كه شبي بي خبر زخويش در دامن سكوت به تلخي گريستم نالان ز كرده ها و پشيمان ز ناگفته ها ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 14:51 | لینک ثابت |
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم .نوشته شده توسط کوچیکت مصیب در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 17:16 | لینک ثابت |
|
سلام به صاحب دلان غم من يه غصه دار عالم هستم كسي كه از همه نارو خوردم از همه همه هميشه به خودم ميگفتم كه: مصيب غمگين تر از تو نيست اما ديدم كه هست يه جوراي دست بالا دست زياده هم از من بهتر هست هم بدتر خوشحال ميشم اگه با من پيمان هم خوني ببنديد فهرست اصلی صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ پیوندها ...باز هم ابری شدم قالب وبلاگ بلگفا پیوندهای روزانه سالار غمگین ها دادگــاه عــشــق سارا یه زندگیه لعنتی...تُف! آغاز دوست داشتن دختر عاشق تمام پیوندها طراح قالب ![]() |
|
Copyright (C) 2007,
http://gbamaram.blogfa.com. all right reserved. |
|